زندگی نامه مختوم غلی فراقی

تعرفه تبلیغات در سایت

 

 

مختومقلی فراغی در ((حاجی قوشان)) شرق گنبد قابوس و به قولی در (( گینگ جای )) غرب مراوه تپه به     سال 1146/1733 م دیده به جهان گشود .

 سیدعلی میرنیا در كتاب ایلات و طوایف درگز تولد و ماوای او را درگز می داند و به قول خود شاعر كه می گوید ((یوردیم اتك آدیم مختومقلی )) استفاده می كند. 
پدرش نام وی را به دلیل پیمان برادری كه با شخصی به نام « سلیم مختوم » بسته بود «مختومقلی» به معنای «غلام مختوم» گذاشت.

وی سومین از شش فرزندی بود كه از خداوند به دولت محمد آزادی و همسرش «اورازگل» ارزانی می دارد. پدرش نخستین معلم فرزند خویش است .

مختومقلی از نه سالگی به سرودن شعر می پردازد و اشعاری در قالب مسمط مربع مناسب كاربرد بخشیان می سراید. «نیازصالح» دومین معلم اوست . بعد در مدارس « ادریس بابا » روستای «قیزیل آیاق» مدرسه «گوكل تاش» بخارا خوشه چینی از خرمن معرفت را ادامه می دهد. سپس با «نوری كاظم بن ماهر » از تركمنان سوریه مأنوس و رفیق می شود و با او در شهرها و بلاد مختلف چون افغانستان ، هندوستان و ازبكستان سیر و سیاحت می كند. آن دو با سفارش مدرسین مدرسه خواجه احمد یسوی به مدرسه شیرغازی در خیوه می روند. مختومقلی در این مدرسه به تحصیل علوم دینی پرداخته و به سه زبان تركی ، فارسی و عربی تسلط داشت. تخلص وی فراغی است اما غالبا در پایان بند آخر اشعارش نام خود « مختومقلی » را می آورد. 

وی از شعرای صوفی و در عین حال رئالیست بود. در شعر تركمنی قوشغی (دوبیتی) را وارد نمود. در گذشته بعضی از صاحب نظران و عالمان ما از ازدواج بیوه عبدالله با مختومقلی را تایید می نمودند و با این كار اشتباه و سهل انگاری روا داشتند. عبدالله برادر بزرگ وی بوده است كه با دعوت احمد شاه درانی كه می خواست بین تركمن و افغان یك اتحاد و همبستگی نظامی تشكیل دهد به نیابت از طرف قوم گوكلان همراه با دیگر سفیران جهت گفتگو و تصمیم گیری رهسپار افغانستان شد. عبدالله در راه افغانستان مفقودالاثر می شود. پس از 9 سال از این واقعه یعنی در سال 65-1764 در سنین 32-31 سالگی مختومقلی شاعر به یاد برادر مرثیه زیر را می سراید :
نه سال است كه رفته ای ، كجا مأوی گزیده ای برادرعبدالله ، آیا انسان رفته بازنخواهد گشت ، كجا مأوی گزیده ای برادر عبدالله ، رو به كوه ، خبر از تو گرفتم ، گنگ گشته است و رنج تو را نمی گوید، چه تحملی در توست دور از پدر و مادر ، كجا مأوی گزیده ای برادر عبدالله و … 

شعر فوق گم شدن برادر بزرگتر مختومقلی (عبدالله) وچشم به راه بودن وی را بیان می كند. پس عبدالله مفقودالاثر شده بود و طبق شریعت اسلام هیچ كس حق ندارد با زنانی كه شوهرشان مفقودالاثر شده است ازدواج نمایند. كتاب فقهی مختصر الوقایه در این باره چنین بیان می دارد : «همسرشخص مفقودالاثر نمی تواند به نكاح دیگری درآید و اموال وی ماترك محسوب نمی شود تا 90 سال حكم برآنست كه شخص مفقود شده زنده است و پس از آن می توان وی را مرده انگاشت و اموالش را بین وراث تقسیم كرد.»
پدر مختومقلی فراغی (دولت محمد آزادی ) یكی از علما و دانشمندان زمان خویش و مولف كتاب « وعظ آزاد » و همچنین امام بزرگترین مسجد گوكلان ها بوده است و با این اوصاف وی شخصیتی دینی است. مختومقلی فراغی نیز یكی از علما و عرفای بزرگ وقت خویش بوده است. عموماً در این باره كه شخصیتی دینی مانند دولت محمد آزادی و فرزند وی مختومقلی فراغی به قوانین فقهی آگاهی داشته اند ، شكی نیست. و با توجه بدان ، ازدواج همسر عبدالله با مختومقلی هیچگونه پایه و اساسی ندارد و این تهمتی است كه نظام توتالیتر شوروی سابق با زور و اجبار به مختومقلی روا داشته است. 
شاعر به دختری بنام منگلی عاشق بوده است و با آن نیز ازدواج كرده است. وقتی كه شاعر در جایی از اشعارش می گوید :« نامش منگلی است از تبار گوكلان ، آه از آن یار دوست داشتنی جداگشتم.» ازدواج نكردن وی را با «منگلی » به اثبات نمی رساند. مختومقلی حقیقتاً با منگلی ازدواج كرده است. بعد منگلی از این دنیا چشم فروبسته است، جدایی دردناك برای شاعر بدینگونه بوده است. چه بسادر فرهنگ تركمن و آیین شریعت ، نگاه گناه آلود به ناموس دیگران گناهی نابخشودنی است ! در دین اسلام اعتقاد به خدا ، رسول خدا ، كتاب های آسمانی از بدیهیات امر است. و برای ما جای هیچ شبهه ای نیست كه حضرت مختومقلی نیز معتقد بدان ها بوده است وچه بسا این اعتقاد آگاهانه و عالمانه بوده است . این اوصاف ما را به این نتیجه میرساند كه مختومقلی هرگز نگاهی گناه آلود به ناموس مردم نیفكنده و جایگاه و شخصیت وی منزه و ارجمند است و غیر از این نیز نمی تواند باشد.
اگر منگلی دختری بوده است و بدان گونه كه در فیلم های سینمایی به تصویر كشیده شده ، در كنار رود سومبار با مختومقلی ملاقات می كرده است ، قوانین قومی دهشتناك آن روز آن دو را با مجازات مرگ محكوم می كرد ، مرگی پست و شرم آور و بنا به شواهد متقن مختومقلی شخصی لاابالی و هرزه نبوده است. او صاحب حمیت و مردانگی بوده است. چنانچه می فرماید :
دییرفراغی، مردمنم، اشكار ایلگه مردلیگیم دییر گیتمز قاش لار میدان ، دگن نامیس عاریما !
با توجه به آنچه گفته شد ، به این نتیجه می رسیم كه مختومقلی حقیقتا با منگلی ازدواج نموده و اشعار موردبحث را در دوران زندگی مشترك سروده است… . منگلی بدون شك به عقد مختومقلی درآمده است. فراغی چنین سروده است :

آغلاپ منگلی خانیم قالدی …
اورولدی هجران خنجری
ظالم فلك قهبه فلك !
چرخ جان لار قیلدینگ هلاك
لاله زمین ، آسمان ، ملك 
واخ ماه تابانیم قالدی !
مختومقلی قره یوزینگ 
دینگه مزلر زارین سوزونگ
زبیدام ، یاشلاسن گوزونگ
خرید سیز دوكانیم قالدی

شاعر در ابیات بالا با گفتن «ظالم فلك قهبه فلك / چرخ جان لاری قیلدینگ هلاك» از دست فلك می نالد و خطاب بدان می گوید جان های بسیاری را هلاك كردی ، منگلی از این جهان درگذشته است وبدین جهت ازخواهر خویش می طلبد كه در سوگ منگلی اشك بریزد. 
عبدالله برادر شاعر هنگامی مفقودالاثر شد كه مختومقلی 23 ساله بود و نه سال بعد در سن 32 سالگی شاعر به یاد برادر مرثیه كجا مأوا گزیده ای برادر عبدالله را می سراید . و بنا به فرهنگ آن زمان مختومقلی نمی تواند تا آن سن مجرد باقی مانده باشد و پدرش دولت محمد آزادی چنین اجازه ای نخواهد داد. شعری از مختومقلی فراغی وجود دارد كه گواهی می دهد وی در سن 17 سالگی ادواج كرده و در بیست سالگی همسرش را از دست داده است :
اون یدیه یتمده عشقینگ اویونه گیردیم
آلدیم بیر نازنینی ، ذوق ایله صفا سوردوم
ییگریمه یتمده فلك جبرینی گوردوم 
اجل آلدی یاریمی ، فلك غمخانه گلدی. 
پرفسور دكتر محمت سارای می نویسد : « مختومقلی با دیگر گوكلانها دوبار به اسارت ایرانیها درآمد ، و شاهد تهاجم ویرانگر نادرشاه ، كه خودش هم تركمن بود به كشورش شد. بنابراین بیرحمی نادرشاه را در شعر خود بنام فتاح محكوم كرد و موردانتقاد قرار داد:
توقتل و غارت به این سرزمین آوردی بجای عدالت ، ضربه بر چشمان ما می زنی 
بیگناهان را به چهل ضربه شلاق محكوم میكنی مارا غرق سیلاب خون میكنی ، فتاح !
مردم تركمن از جور تو اشك می ریزند دره غمناك من از خون مردم سرخ فام شده 
سرها بلند خواهد شد ، اما تخت تو كو ؟ اثری از آن باقی نخواهد ماند فتاح !
از جمله رؤیاهای مختومقلی بود كه تركمنها را مردمی متحد و یكپارچه ببیند. در این باره می نویسد :
ملت متحد بسان لاله می شكفد یموت ، تكه ، یازیر و گوكلان در یك خط پیش می روند. 
دوران شاعر گرانقدر تركمن ، دوران پرآشوبی بود ، … جنگ بین خانهای مختلف ]تركمن[ اوضاع اجتماعی را بسیار پریشان ساخته بود جنگهای داخلی نیز مزید بر علت بود از این جهت بود كه در سراسر اشعار مختومقلی وحدت قومی ، شجاعت و پایمردی در مقابل ظالمان نمایان است. 
او از تركمنها مصرانه می خواست كه یكپارچه و متحد شوند ، چون این تنها راهی بود كه می توانستند در برابر دشمنان تركمنستان مقاومت كنند. او می نویسد :
اگر تركمنها تصمیم قاطع بگیرند دریای قلزم و رود نیل را خشك می كنند
تكه ، یموت ، گوكلان ، و ایل علی همه این پنج ایل باید یك خانواده شود !
در جای دیگر می گوید :« یموت ، گوكلان اگر متحد شوند و قشون بكشند، صحرا پر از آنان می شود و اگر تكه ها و سالورها هم از شرق بیاید حتی دره ها هم پر می شود .» محل فوت مختومقلی در چشمه آباساری نزدیك مراوه تپه است و مقبره این شاعر گرانمایه در شمال گنبد كاوس محلی به نام «آق توقای» قرار دارد. 
درباره حضرت مختومقلی فراغی بسیاری از نویسندگان مطالب بسیاری نوشته اند. وامبری می گوید :« اوتركمنی بوده از اهل گوكلان كه مقام قدوسی داشته ]است[ . درآن تاریخ جنگ داخلی بین یموت وگوكلان بیدادمی كرد … روح بافتوت آن شاعر نتوانسته بود منظره آن جنگهای برادركش را ببیند » وامبری باز در مورد اشعار وی می نویسد : « مجموعة اشعار مخدومقلی دارای جنبه خاصی است بدین معنی كه : اولاً نمونه كاملی از لهجه خالص تركمنی را بدست میدهد. ثانیاً در نوشته هایش یك قاعده و نظم محكمی وجود دارد كه در سایر محصولات ادبی شرق بندرت دیده می شود مخصوصا وقتی راجع به پرورش اسب یا طرز استعمال اسلحه یا فنون جنگی «الامان» صحبت می كند» .
الكساندر شودزكو می نویسد : « مخدومقلی هنگام مرگ همچون قدیسین، محبوب بود . وی از محبوبترین شعرای خراسان و تركمن است . اشعار قلیلی كه از او بجای مانده ، نشانه ایست ازخلاقیت آن ابرمرد. دراینجا بایست به یكی ازویژگیهای اشعارش اشاره كرد وآن عشقی است كه مخدومقلی به طبیعت دارد. عشقی چنین ، در بین شعرای آسیائی نسبتا نادر است. 
تأملات فلسفی وی درپوچی نعمات دنیوی را نیز باید متوجه بود. در كشوری چون ایران كه مذهب و شعر مهمترین جنبه های تمدن مردم اند ، مخدومقلی خدمتی بسزا كرده است. »
«مورخ و مستشرق شوروی، پرفسور برتلس مخدومقلی رابه جام جم تشبیه كرده است و حقاً تشبیه درستی است . زیرا اگر در جام جم نقش جهان نمودار می شد، سخنان مخدومقلی هم منعكس كننده و آئینه تمام نمای دنیا و زبان و احساس و ادراك انسانها از جهان است.»
مخدومقلی از نوادر اندیشمندانی است كه به مباحث اجتماعی و سیاسی علاقه مند بود. صفت شهامت و راستی را تاكید نموده است و تركمنها را از تفرقه و خانخانی برحذر داشته است. عشق به آزادی ، آگاهی و حاكمیت محرومین در اشعارش متجلی است. اشعار این شاعر بزرگ تركمن در بین قبایل و طوایف تركمن پراكنده گردیده است. كه پس از مرگش درصدد جمع آوری اشعار او برآمده و بصورت دیوانی طبع و نشر گردید. طبق گفته خود شاعر كتابی كه طی پنج سال تلاش تالیف كرده بود نیز از بین رفته است . شاعر در این باره می گوید : « دشمن در غفلت به ما حمله كردند و همسالان و دوستانمان را به اسارت بردند و كتابی را كه پنج سال در نوشتن آن تلاش كرده بودم قزلباشها از دستم گرفتند تعدادی از ما را دست بسته برده كردند و تعدادی نیز در پشت آنها به ماتم نشستند. وآنها را به بازار برده فروشی برای فروش روانه ساختند وبرای هر كدام قیمتی گذاشتند .» كه این مطلب نشان میدهد كه تركمنها خود در آماج حملات وحشیانة قزلباشها یعنی سربازان دولت قاجار بودند كه تركمنها را به اسارت می بردند و به فروش درمی آوردند.

نویسنده : sina 6738 بازدید : 244 تاريخ : شنبه 2 فروردين 1393 ساعت: 17:55
برچسب‌ها :