تاریخچه دوتار ترکمن

تعرفه تبلیغات در سایت

 اما آنطور كه مشخص است دوتار در ميان اقوام ترك ، سازي مشترك است . زيرا قازاق ها به ساز خودشان ((دومبرا)) مي گويند كه شبيه دوتار تركمن است كه نام ديگر دوتار تركمن ((تامدئرا)) مي باشد و يا اقوام ديگري مثل ازبك ها و قاراقالپاق ها سازي مشابه دوتار دارند و حتي تركان عثماني كه بوجود آورنده امپراطوري عثماني ، تركمنان آسياي صغير مي باشند معتقدند كه دوتار نمونه ي اوليه ساز آنهاست كه باغلاما و قوپوز نام دارد .

 

آن چيزي كه دوتار تركمن را از ساير مشابه هاي خود متمايز مي سازد صرف نظر از شكل ظاهري و صداي آن ، نوع موسيقي تركمن است كه حتي پرده هشتم دوتار كه پرده ي تركمن نام دارد نشانگر آن است كه اين پرده در اقوام ديگر نبوده و آن پرده براي بار اول تركمن بكار برده و با اين نام نام گذاري گرديده است . قوم تركمن در 200-300 سال اخير بسيار مظلوم واقع شده و از طرف همسايگان مختلف بطور مداوم مورد هجوم قرار گرفته است و تركمن با شرايط زماني و موقيعت جغرافيايي به هر طريق از خود و خاك خود بالاجبار دفاع نموده ولي با آنكه گذشته بسيار درخشان فرهنگي و ادبي داشته ، آثار مكتوب نياكان او را تحت آن شرايط از او گرفته اند و به نسلهاي كنوني آثار مكتوب بسيار اندكي به ارث رسيده است . براي مثال در يكي از حملات همه ي كتابهاي مختومقلي شاعر بزرگ تركمن را در آتش سوزانده اند.

آيين هاي موسيقي در مقاطع مختلف تركمن از تولد تا مرگ به چشم مي خورد

 

س- موسیقی زادگاه شما در قالب ایین های خاص با همه ابعاد زندگی ترکمن عجین است .سیر این قرابت را بیان کنید.

 

. در هنگام تولد بانگ اذان اولين موسيقي است كه به گوش تركمن مي رسد . بنا اعتقادات ديني ، در گوش نوزاد تركمن ملّاي محل با صوت و موسيقي دلنشين اذان مي گويد . سپس طي مراسمي ساده يكي از بزرگتران خانم او را در گهواره جاي مي دهد و با صدايي لطيف لالايي مي خواند و اين لالايي تا حدود دو سالگي و يا بيشتر هنگام خواب در گوش او طنين انداز است و با موسيقي دلنواز لالايي آرام گرفته و در آرامش به خواب مي رود و نتايج پزشكي به آرامي به خواب رفتن بر همگان واضح است .

در هنگام مرگ نيز ، زنان عزادار در سوگ از دست رفته ي خود مرثيه خواني مي كنند كه همراه با آهنگ و اشعاري سوزناك همراه است .

موسيقي در عروسي تركمن در چند مقطع ديده مي شود . در روز عروسي زنان و دختران اشعاري مرتبط با عروسي را در قالب آهنگ هاي عروسي اجرا مي نمايند . شب قبل از عروسي بخشي هاي تركمن موسيقي كلامي و يا بدون كلام اجرا مي نمايند . حتي در مراسم دست در دست هم گذاشتن عروس و داماد ، اشعاري موزون و آهنگ دار از طرف خانمي كه اين كار بر عهده اوست خوانده مي شود.

خانمي مأموريت دارد دست عروس را در دست داماد بگذارد و براي اين منظور دست عروس و

داماد را گرفته و آنها را دست در دست هم مي گذارد و در اين اثنا اشعار موزون خود را كه همراه با دعاي خير براي هر دوي آنهاست مي خوانند .

در ميلاد مبارك حضرت رسول (ص) مولودي خواني وجود دارد كه بدون استفاده از آلت موسيقي ، اشعار مذهبي و عرفا ني به صورت موسيقي كلامي اجرا مي شود .

در هنگام كمبود باران جوانان اشعاري را با آهنگ در مقابل منازل تركمنان جمع شده و نوعي دعاي طلب بارش از خداوند است ، اجرا مي كنند .

در شب چهاردهم ماه رمضان جوانان تركمن در دسته هاي مختلف در مقابل تك تك منازل تركمنان دعاهايي در قالب آهنگهايي به معني شكرگذاري خداوند در نزول قرآن كريم و رسول گرامي (ص) اجرا مي نمايند .

در مراسم ختنه سوراني پسران تركمن نيز بخشي هاي تركمن موسيقي كلامي و يا بدون كلامي اجرا مي كنند .

در شير دوشي حيوانات نيز ، تركمن از موسيقي استفاده مي كند كه اخيراً نتايج بسيا ر مثبت اين كار به لحاظ علمي و پزشكي نيز رسيد و حتي در اخبار رسانه هاي مختلف به اين موضوع اشاره شده است . فردي كه شير دوشي مي كند كه اكثراً زنان تركمن هستند ، هنگام دوشيدن اشعاري را مخاطب آن حيوان در حال دوشيده شدن است با آهنگي لطيف دعوت به آرامش مي نمايد و در صورت آرامش گاو يا شتر و .... شير بيشتري به صاحبش مي دهد .

طلبه هاي تركمن در هنگام فارغ التحصيلي از حوضه هاي علميه مراسم مولودي خواني بدون آلت موسيقي اجرا مي نمايند .

حتي هنگام آب خوردن حيوانات اهلي ، تركمن حيوانات اهلي خود را با موسيقي ئي كه بدون آلت موسيقي است و فقط با زبان ودهان اجرا مي كند حيوان را به هنگام آب خوردن به آرامش دعوت مي كند . اين نوع موسيقي بيشتر به صورت اصواتي گوناگون است كه حيوان را به هنگام آب خوردن آرام مي نمايد .

زنان ودختران تركمن هنگام قالي بافي ، سرود هاي مورد علاقه خود را زمزمه مي كنند .

لأله ها كه انواع مختلف دارد سرود هاي مختص دختران و زنان تركمن است كه در گلايه از دوري و جدايي از فاميل ومحل زندگي خود اجرا مي نمايند كه اين موسيقي نيز بدون آلت موسيقي مي باشد.

تركمن در گذشته ، در معالجه بيماري سرخك از موسيقي استفاده مي كرده است . طوري كه نوازنده اي بر بالين فرد سرخك گرفته نوازندگي دوتار ويا ني و يا ني نوازي همراه با خوانندگي مي كند وبدين طريق فرد بيمار در آرامش كامل به استراحت طولاني مدت دعوت مي شود و به لحاظ پزشكي در اين هنگام مقاومت بدني بيمار بالا رفته و بر بيماري غلبه مي نمايد .

تركمن بيماري هاي مختلف روحي رواني را نيز به كمك موسيقي درمان مي كرده است يعني موسيقي درماني . كسي كه كار موسيقي درماني را انجام مي دهد پرخان ناميده مي شود . اين شخص مدعي است با جن و پري نيز ارتباط دارد و هنگام موسيقي درماني نوازنده اي كار طبابت او را همراهي مي نمايد . در اصل خود آن شخص نوازنده ي دوتار هم بايد باشد اما در مواقعي از اين كار كه خود نمي تواند بنوازد و به كار ديگري غير از نوازندگي مشغول است نوازنده ي ديگر و در عدم وجود نوازنده ي ديگر پرخان از نوار كاست موسيقي دوتاري استفاده مي نمايد.در بسياري از موارد موفق عمل مي نمايد زيرا موسيقي و حركات پرخان در هم آميخته و تأثير موسيقي در بيماران روحي رواني نيز بسيار مثبت بوده و بيمار را به آرامش و سلامت باز مي گرداند .

چوپانان تركمن همراه گله گوسفندان خود ني نوازي مي كرده اند تا گله در آرامش به چرا مشغول باشد .

 

.مادران تركمن هنگام لالايي فرزند خود آهنگ و اشعار لطيف و فرح بخش استفاده مي كنند

 

لالایی های مادران ترکمن با دیگر مادران دنیا متفاوت است؟

به نظرم نقش موسیقی بیشتردیده می شود.

. براي طفل هيچ صدايي روح نواز تر از صداي مادر نيست و همه مادران تركمن هنگام لالايي صداي خود را تا حد ممكن نرم و لطيف مي نمايند تا طفل خود با راحتي و آرامش هر چه بيشتر به خواب رود . اين اشعار بيشتر در وصف طفل ، دعاي طول عمر طفل است . اگر طفل پسر است آرزو بر مردانگي و با قد رت و با ايمان شدن و اگر دختر است آرزو بر دختري كه همه ي هنر هاي دستي دختران و زنان را بياموزد و همدم براي مادر و فردي مؤمن و معتقد به اعتقادات ديني باشد . در هر صورت اشعار لالايي مادران تركمن جنبه ي تربيتي دارد و طفلي كه شروع به اداي نخستين كلمات نموده و شروع به حرف زدن كرده است معني آن اشعار را مي فهمد و در تربيت كودك و نقش گيري شخصيتي اش بسيار مؤثر و مثبت است و شخصيت كودك با اشعار تربيتي مادر كه در قالب موسيقي است از اولين روز هاي تولد شروع به شكل گيري مي نمايد .

س- اسب در مقام های موسیقی ترکمن جا دارد یا طبیعت؟

 

 

آنجا كه زبان از سخن بازمي ماند موسيقي شروع ميشود .

موسيقي به تعريفي، نقاشي ئي است كه در آن از صوت استفاده شده است و هر موسيقي كه قدرت تصوير نمايي آن قوي تر باشد ، ظريف وپيچيده و قدرتمند است .

آن موسيقي ئي كه بتواند طبيعت را در خود جاي دهد ويا بطور كلي احساسات دروني نوازنده را در ذهن شنونده مجسم نمايد قدرت موسيقيايي خود را بيشتر به اثبات مي رساند . اين خصوصياتي بوده است كه هنرمندان جاوداني موسيقي كلاسيك مثل: بتهون ، شوپن ، موتزارت ، باخ و ... خواسته اند كه آثارشان چنين محتوايي داشته باشد .

موسيقي تركمن با زيبايي و قدرت هر چه بيشتر اين كار را انجام داده است . انسان جزئي از طبيعت است و در بطن طبيعت زندگي مي كند چه شهري چه روستايي . تركمن با موسيقي خودش هرآن چيزي را كه در طبيعت قرار دارد توانسته است با توانايي هرچه بيشتر به تصوير بكشد . اسب و يا ساير حيوانات اهلي ، گل و گياه كه اجزاي زيبا و ظريف طبيعت است ، كوه هاي ترسناك ، زندگي اجتماعي تركمن با ابعاد مختلفي مثل: عشق ، جدايي ، وطن دوستي و وطن پروري ، دوستي ، احترام ، قهرماني ، مردانگي و يك رنگي ، دلاوري ، يكتا پرستي ، عشق به آفريدگار و حضرت محمد (ص) و امامان و ائمه اطهار ، پرهيز از دورويي ، نيكي و درستكاري ، گذشت و ايثارو هرموضوع كه به نفع جامعه و بشريت باشد را به بهترين نحو ممكن به تصوير مي كشد و مي نماياند كه تركمن از فرهنگي غني و روابط اجتماعي بسيار پسنديده و گذشته اي پر فروغ بر خوردار بوده است .

با توجه به موضوعات قيد شده اسب كه مثل انسان و ساير جانداران و بي جانها كه جزئي از طبيعت است ، در موسيقي تركمن با اصواتي بسيار دلنشين به تصوير كشيده شده است كه در ذهن هر شنونده قدرت ترسيم آن را دارد.اما چون اسب در دنيا به شكل و اندازه ي كنوني اولين بار در منطقه ي تركمن نشين آسياي صغير ظاهر شده و تركمن آن را رام نموده و به عنوان دوست و ياور خود برگزيده در موسيقي و ادبيات تركمن جايگاه ويژه اي دارد و تا كنون آن را حفظ نموده است هر چند كه نسل كنوني تركمن بواسطه ي بوجود آمدن وسايل حمل و نقل و سفر از اين دوست و ياور نزديك خود فاصله گرفته است .

حتي بنظر بعضي كارشناسان ورزش المپيكي درساژ كه در پيستي مستطيل شكل انواع مختلف راه رفتن اسب را به شكل مسابقه در بر دارد از فرهنگ تركمن اقتباس شده است . چون در موسيقي تركمن آهنگي با نام "گؤر اوغلي نئنگ آت اوينادئشي" به معني به رقص درآوردن اسب توسط گؤر اوغلي است مصداق زنده ي اين ورزش المپيكي است و در گؤراوغلي تركمن چنين آمده كه " قيرآت " نام اسب گؤر اوغلي بيش از چهل نوع شيوه ي راه رفتن و رقصيدن داشته كه توسط سواركاري گؤراوغلي به نمايش مي گذاشته و اگر فرد ديگري سوار بر قيرآت مي شده نه تنها با وي همكاري نمي كرده و حتي سواركار را بر زمين مي انداخته است. گؤراوغلي با اسب خود مثل يك انسان برخورد مي كرده و با او صحبت مي كرده و او را با كلماتي مثل دوستم و ياورم خطاب مي كرده و در بروز مشكلات قيرآت مثل دوستي با وفا با گؤراوغلي همكاري مي كرده است .

امروزه در گنبد كاوس و ساير شهرهاي تركمن صحرا ميدان سواركاري بزرگي با وجود امكانات جنبي اندك براي تماشا گران و اسبها وجود دارد و همه ساله مسابقات اسبدواني بهاره و پاييزه برگزار مي گردد. جاي بسيار تأسف و اندوه دارد كه چرا صاحبان اسبها با غرب زدگي بيش از حد خود اسامي تركمني براي اسبان خود انتخاب نكرده و اسامي غربي و لاتين براي اسبان خود انتخاب مي نمايند در صورتي كه اسامي بسيار زيبا و پسنديده براي اسبها در زبان و فرهنگ تركمن وجود دارد. آيا يك شخص غربي براي اسب خود نام تركمني مي گذارد؟ مسلماً خير ، چون از فرهنگ خود تبعيت مي كند ونام هاي مناسب با زبان و فرهنگ خود بر اسبان خود مي گذارد ولي اسبداران و علاقمندان اسب با وجود تركمن بودن ، براي اسب خود نام هاي غربي را كه حتي خود نمي تواند به راحتي تلفظ نمايد و نمي داند چه معني دارد انتخاب مي نمايد. بجاست كه تركمنان گرامي براي اسب كه دوست و ياور وفادارش است اسامي زيباي تركمني كه متناسب با زبان و فرهنگ خود است انتخاب نمايند و از زبان و فرهنگ خود دوري نكرده و به اسامي زيباي تركمني خود افتخار نمايند .

س- در جایی گفته اید که دوتار ترکمن 13 پرده کروماتیک دارد .درباره ویژگی های آن توضیح دهید.

.

دوتار تركمن از سه قسمت عمده ، كاسه ، صفحه ودسته تشكيل شده است. كاسه و صفحه از چوب درخت توت است.البته گاهي از چوبهاي ديگري هم استفاده شده ولي كار آيي لازم را مثل چوب درخت توت را ندارد. در انتهاي كاسه سيم گير وجود دارد كه به تركمني بوينوز گفته مي شود و از شاخ حيوانات ساخته مي شود. در اصل بوينوز به معني شاخ مي باشد كه در زبان تركمني امروزي فراموش شده و جاي خود را با شاخ تعويض نموده است ولي تركان تركيه هنوز هم كلمه بوينوز را استفاده مي نمايند . به اندازه ي تقريباً عرض چهار انگشت از منتها اليه كاسه خرك كوچكي روي صفحه قرار دارد كه در تركمني اِشِه ك ناميده مي شود. اِشِه ك به معني خر مي باشد. اِشِه ك از چوب ساخته مي شود. دسته از چوب درخت آلو و يا قيسي است و در شروع اولين پرده از بالاي دسته خرك ديگري وجود دارد و از استخوان ساخته شده و شيطان اِشِه ك ناميده مي شود. بعد از شيطان اِشِه ك به انتهاي دسته ، پرده ي ديگري بسته مي شود كه عملاً در تغيير و ايجاد ملودي دخالتي ندارد و صرفاًبراي محكم نگه داشتن سيم گذاشته شده و شيطان پرده ناميده مي شود.به فاصله عرض سه انگشت از شيطان اِشِه ك گوشي كه امروزه از جنس فلز برنج است قرار دارد كه فاصله دو گوشي با همديگر هم به اندازه عرض سه انگشت است و قولاق ناميده مي شود .

تا قبل از 60-50 سال پيش سيمها مثل امروزي از فلز نبوده و از ابريشم خالص تابيده شده و به عنوان تار استفاده مي شده است و پرده هاي دوتار هم مثل امروزي فلزي نبوده و از ابريشم كلفت تابيده شده و يا روده ي حيوانات بسته مي شده است .

همه پرده هاي دوتار تركمن با فواصل كروماتيك بسته مي شوند و هر پرده با فركانس نيم پرده است و فقط پرده ي سيزدهم از بالاي دسته به پايين با فاصله يك پرده ي كامل بسته مي شودو علت آن عدم نياز نيم پرده ي ديگر بعد از پرده ي دوازدهم در موسيقي تركمن بوده است. همگي پرده هاي تركمن اسامي تركمني دارد و از اين بابت دوتار تركمن با وجود بي جان بودن افتخار دارد كه اسامي تركمني را براي خود انتخاب نموده و همانند رازداري مطمئن تا به امروز حفظ نموده و مثل صاحبان اسبهاي تركمني از اسامي زيباي تركمني دوري نكرده است . البته در اين مقاله قيد نمودن سيزده پرده ي دوتار تركمن چندان ضروري بنظر نمي آيد .

در بطن اين سوال ، سوال ديگري مثل چرا در ايران دوتار تركمن با پيانو تلفيق نمي شود؟ وجود دارد ، خيلي به جاست كه اين سوال بر عكس پرسيده شود چرا بايد با پيانو تلفيق شود . آيا با پيانو تلفيق شدن دليل بر تجددگرايي و نشانگر تمدن امروزي بودن است؟ آيا طرفداران تلفيق دوتار با پيانو ويا هر آلت ديگر براي علمي جلوه دادن دوتار و يا موسيقي تركمن اين سوال را عنوان مي كنند؟

اگر منظور اين باشد جواب ، دوتار به تنهايي و خودي خود فراتر از علم نت و تجدد و تمدن گرايي ويا غرب زدگي است كه علم نوشتاري موسيقي يا نت كه زايده ي ذهن بشر است نتوانسته جوابگوي دوتار تركمن و موسيقي اش باشد. يا اينكه طرفداران اينگونه تلفيقها مثل نام گذاري غربي اسبان تركمن و دوري از اسامي زيباي تركمني مقرضانه خواهان هضم و نابود شدن دوتار تركمني در پيانويي كه شدت صداي آن به اندازه 50-40 دوتار تركمن است هستند؟ طرفداران تلفيق به درست ويا نادرست بودن تلفيق دوتار با آلات موسيقي غير تركمني و اكثراً هم آلات موسيقي غربي كه بنظر مي آيد موسيقي تركمني را سيبل خودقرار داده اند خودشان جواب را صادقانه و با صداقت قلبي هر چه تمامتر به خودشان بدهند. آيا با تلفيق دوتار با آلات موسيقي غربي همه فهم تر شدن حتي براي نسل جوان تركمن خواهد بود را دلالت مي كنند؟ اگر چنين است عدم درك و فهم معاني و مفاهيم زيبا و اصيل نغمات تركمني ضعف خود شخص است وجاي بسي تأسف واندوه دارد.براي درك آن چرا تغيير شكل و نحوه ي اجراي موسيقي تركمني در نظر گرفته مي شود. چرا اين ضعف را با تغيير موسيقي اصيل يك قوم كه به بهاي نابودي نغمات اصيل خواهد بود تمام بشود؟ آيا براي درك و حل يك مسئله علمي(رياضي ، فيزيك، شيمي و غيره)صورت آن مسئله را مي توان تغيير داد؟ مسلماً خير براي حل و درك آن راه هاي گوناگون را بايد آزمايش نمود تا حل شود.موسيقي تركمني نيز اين چنين است .

براي اين سوال جواب عاقلانه ،عدم توانايي اجراي موسيقي تركمني توسط پيانو است.پيانوبا همه ي كمالات كه يكي از سازهاي كامل تلقي مي شود توانايي اجراي قطعات تركمني را همانند دوتار ندارد و علت اين امر هم پيچيدگي بسيار بالاي موسيقي تركمني است كه حتي ساز كاملي چون پيانو هم مثل دوتار تركمني توانايي اجراي موسيقي تركمني را ندارد. پيچيدگي موسيقي تركمني با اساتيد و پژوهشگران صادق و دلسوز موسيقي نواحي مثل استاد درويشي ، استاد فريبرز رستمي ، بشارتي ، دكتر رياحي و خيلي از اساتيد محترم ديگر نيز در ميان گذاشته شود پيچيدگي موسيقي تركمني را بيان خواهند نمود .

پيچيدگي موسيقي تركمني به اندازه اي است كه فردي كه به آساني و سهولت وبدون اندكي تعمق و فكر بخواهد موسيقي تركمني را همانند ساير موسيقي به اصطلاح درك كند دچار زحمت و سردرگمي مي شود هرچند آن فرد بومي موسيقي اش باشد ، همانند حل نمودن مسائل علمي . اگر موسيقي تركمني غير قابل هضم و درك بنظر مي آيد ، بايد تلاشها براي درك و در نهايت حفظ و ترويج اين موسيقي منحصر در دنيا مضاعف و بيشتر و يشتر شود نه اينكه اصالتهاي آن كنار زده شود و به شكل ديگري عرضه شود .

سوالي پيش مي آيد كه آيا موسيقي پاپ كه در ميان نسل امروز در همه دنيا فراگير شده آيا جايگاه و وطن خاصي دارد؟ مسلماً خير ولي موقعي كه صحبت از موسيقي اصيل سنتي ايراني مي شود براي هر فرد ايراني افتخار آميز و غرور آميز است چون داراي وطن است . همانطور موسيقي اصيل و فولكلوريك غربي كه وطن خاصي دارد و مختص منطقه اي از غرب است ، براي بومي آن موسيقي مايه افتخار است و از جانب ساير اقوام وملل قابل احترام است . اما موسيقي وارداتي كه وطن خاصي ندارد هر چند براي گوش اشخاص آماتور و يا بقولي ديگر راحت طلب موسيقي ، خوش آيند به نظر آيد اما آن شخص مي تواند ادعا نمايد اين موسيقي متعلق به اوست؟

در تلفيق دوتار با آلات موسيقي غير بومي هر چند مختصر وتنها جهت معرفي به اشخاص غير بومي بتوان رضايت داد ولي اگر به خاطر اضمحلال و كم رنگ شدن دوتار تركمن و موسيقي تركمن باشد دور از انصاف نيست كه اين نوع موسيقي ظريف و پر احساس دچار بيگانه زدگي با خود شود؟

حتي در ميان بعضي از مسئولين ادارات مختلف نيز متاسفانه و يا خوشبختانه طرفداران تلفيق دوتار تركمن و موسيقي تركمن با آلات موسيقي غير بومي وجود دارد . حتي طرفداران اجراي اشعار غير بومي با آهنگهاي تركمني وجود دارد كه اين گونه افكار و نگرش چيزي جز سيبل قرار دادن موسيقي و زبان و فرهنگ تركمني و يا بطور كلي اقوام مختلف وطن اسلامي عزيزمان نمي تواند باشد.بنظر صحيح مي آيد به جاي اينگونه افكار اگر در جهت تقويت و ترويج فرهنگ هاي مختلف بومي و قدر نهادن به زحمات هنرمندان دلسوز و دلسوخته آنان و زمينه هاي مختلف آشنايي و انسجام و همبستگي آنان با يكديگر قدم برداشته شود جهت حفظ انسجام ملي و كشوري مفيد تر واقع شود . حتي در بعضي ادارات حق الزحمه اي كه براي موسيقي بومي قائل مي شوند به دليل استفاده از فقط دو يا سه نوع آلت موسيقي بومي در برابر حق الزحمه اي كه براي موسيقي غير بومي ئي كه بيشتر از دو يا سه آلت موسيقي اجرا مي شود خيلي نا چيز است ، شايد به اندازه ده برابر يا حتي بيشتر از آن . اين چه چيز را مي رساند؟ هنرمندي كه استعداد موسيقي دارد وقتي به اين موضوع پي ببرد به جاي نواختن آلت موسيقي بومي ، نواختن آلت موسيقي غير بومي را ترجيح نخواهد داد؟ و اين يعني از بين رفتن فرهنگ و ادبيات و زبان و موسيقي اقوام مختلف .

به عنوان بخشي و يا خواننده چرا شما نمي خوانيد؟

 

 

بنده از زمان شروع دوتار نوازي هيچ گونه تمايلي به خوانندگي نداشته ام . اگر در سنين جواني اين تمايل در بنده مي بود شايد انجام داده مي شد . زماني كه بنده دوتار به دست گرفتم در ميان تركمنان ايران تكنوازي دوتار چندان انجام داده نمي شد و اصولا تكنيك كافي براي انجام اين كار وجود نداشت و به اين علت بسياري از آهنگهاي بدون كلام موسيقي بومي ام در معرض خطر فراموشي بود .

به خاطر حفظ موسيقي بدون كلام بومي ام هرچند خيلي سخت و دشوار بود نوازندگي را انتخاب نمودم تا خدمت بيشتري را به مردم عرضه نمايم . در آن زمان خواننده وجود داشت ولي تكنواز وجود نداشت و در سالهاي اوليه ي دوتار نوازي ام مايه ي تعجب بسياري بود و صحبت از تكنوازي نمودن پسر بچه اي از فلان طايفه مي شد .

حتي خاطره ي پيرمردي 70 ساله در يكي از مراسم شاهد تكنوازي بنده از نزديك بود و بعد از تكنوازي فقط يك آهنگ بدون كلام كه قرار بود اجرا نمايم دستش را به روي بنده دراز كرد و از دستم گرفت و با قلبي پر از خوشحالي و احساسي دروني ملتمسانه گفت: پسرجان اگر مي شود يكي ديگر براي من اجرا كن و عليرغم وقت در نظر گرفته براي من تكنوازي فقط يك قطعه بود در خواست آن پيرمرد را به جا آوردم .

.بنظر مي آيد ساز در موقع نوازندگي يك نوازنده ي تركمن جزئي از بدن نوازنده مي شود اعتقاد شما چيست؟

 

 

اگر بگويم در واقع چيزي فراتر از آن است اغراق ننموده ام . اگر چيزي غير از اين باشد آيا نوازنده مي تواند احساس آهنگ و احساس دروني خود را به شنونده منتقل نمايد .

مئلّي تأچمراد استاد بزرگ موسيقي تركمني و حافظ و منتقل كننده ي موسيقي تركمني از نسلهاي ما قبل خود به نسلهاي بعد از خود كه متولد 1886 ميلادي است جمله ي جالبي را از خود به جايي گذاشته است: ((اگر نوازنده نتواند در هنگام اجرا دستان خود را با قلبش يكي كند ، نمي تواند شنونده را در مقابل خود بنشاند.)) دوتار در حين نوازندگي در دستان نوازنده قرار دارد به قولي ديگر صداي دوتار توسط دستان نوازنده در مي آيد و دوتار جزئي از دستان نوازنده است و چنين به نظر مي آيد صدا از دستان نوازنده بر مي خيزد و اگر ، نوازنده نتواند دستان خود و دوتار را جزئي از قلبش نمايد نمي تواند شنونده را در مقابل خود بنشاند و شنونده پس از اندكي تحمل از مقابل نوازنده دور خواهد شد .

چه در هنگام نوازندگي دوتار و چه هنگامي كه به نوازندگي مشغول نيستم چنين احساسي است كه گويا دوتار قسمتي از قلب بنده است .

زمانيكه اولين فرزندم هنوز در 8-7 ماهگي بود و تازه ايستادن را ياد مي گرفته كسي سوالي از خواهرم نموده كه چنين است ((آيا فرزند مجيد و دوتار مجيد در مقابل ديدگان او در يك لحظه در حال زمين افتادن باشد مجيد كدام يكي را اول خواهد گرفت؟))

خواهرم بدون لحظه اي درنگ جواب داده: اول دوتارش را خواهد گرفت . عزيزتر از فرزند گمان نمي كنم چيز ديگري وجود داشته باشد ، حالا دوتار چيست كه در هنگام زمين خوردن مقدم تر از فرزنداست ؟

دوتار چيزي است كه بيست و سه سال قبل و چند سال بعد از آن با توجه به قيمت هاي موجود آن زمان بنده 1000 دلار براي هر كدام از دوتار هايم پرداخت نموده ام و در سالهاي بعد از آن جهت حفظ و اشاعه آن همه ي هستي و نيستي ام را

 

.

درباره ي آناليز رياضي موسيقي تركمن و مقايسه با معادلات رياضيات لطفا در صورت امكان با مثال شرح دهيد

 

.

براي مثال آهنگ بدون كلام بيكه حالان را در نظر مي گيريم . مضراب پايه ي اين آهنگ 6 تايي و 4تايي است . هر كدام از اين مضراب ها به عنوان يك واحد يا كلمه در موسيقي است مثل يك متر ، يك كيلو متر در مسافت .

در شروع آهنگ دو واحد يا كلمه سه بار نواخته مي شود كه دوتاي اولي در ملودي يكسان و سومي فقط در يك ضرب براي تغيير ملودي بجاي پرده ي پنجم از پرده ي هفتم صدا گرفته مي شود.نتيجه ميگيريم دراين قسمت در هر بار بادو كلمه يا واحديك جمله ساخته مي شود و نهايتاً هر جمله از دوكلمه چهار مضرابي تشكيل شده است يعني سه بار دوكلمه يا واحد . در اينجا اعداد 3و2 را بخاطر بسپاريم .

در ادامه آهنگ بخشي كه از سه كلمه و يا واحد تشكيل شده دوبار تكرار مي شود . باز هم اعداد 3و2 را بخاطر بسپاريم . در قسمت اوج آهنگ بخشي وجود دارد كه از 12 ضرب بوجود مي آيد يعني دست 12 بار به سيم برخورد مي كند و قسمت فرود آهنگ با يك بخش پاياني دلنواز به اتمام مي رسد . در اين جا معادلات رياضي را بررسي مي كنيم . در قسمتي كه دست 12 بار به سيم برخورد مي كند ، عدد 12 ، هم بر 6 هم 4 هم به 3 و هم بر 2 بخش پذير است يعني اجزاي قبلي آهنگ ضريبي از بخش اوج آهنگ مي باشد . بدين طريق پي مي بريم در موسيقي تركمن قواعد و معادلات رياضي كاملا رعايت شده است و هيچ كس نمي تواند به عنوان نوازنده ي موسيقي تركمن اين حساب و معادلات رياضي را بر هم بزند و اگر در جايي فقط يك ضرب اضافي و يا كمتر نواخته شود نظم و تنظيم آهنگ و معادلات رياضي به هم خورده و آهنگ زيبايي و ملايمت خود را از دست داده و چيزي شبيه شخصي لنگ و يا الكن مي گردد . حساب و معادلات رياضي در تمامي آهنگ ها چه با كلام و چه بدون كلام وجود دارد . حتي در معادلات رياضي كه بخشهاي مشابه در معادلات به جاي يكديگر مي تواند قرار بگيرد در موسيقي تركمن كاملاً رعايت شده است .

نویسنده : sina 6738 بازدید : 70 تاريخ : شنبه 2 فروردين 1393 ساعت: 17:39
برچسب‌ها : جزیره آشوراده .تاریخچه فرش ترکمن,